یانە پەیلوای درماندگی آموخته شده، پناهی ناپناه

درماندگی آموخته شده، پناهی ناپناه

150

درماندگی آموخته شده، پناهی ناپناه

کورش امینی[1]

(این مقاله در شماره 127، سال چهارم، دوشنبه 30 اردیبهشت ماه 1398، هفته نامه­ی فرهنگی اجتماعی ئآوات» چاپ شده است)

 

درآمد

اگر ملی­گرایی (Nationalism) را نوعی آگاهی جمعی در حوزه ­ی اندیشه و بعد از آن، عمل بدانیم، آگاهی تعلق به آن ملت را آگاهی ملی می‌خوانند. همین آگاهی موجد دلبستگی افراد به عناصر تشکیل‌دهنده ملت مانند زبان، فرهنگ، جغرافیا، تاریخ و … می­گردد. بر این اساس، ناسیونالیسم بنیانی جهت خواست با هم زیستن واحدهای سیاسی و قومی بوده و متضمن اندیشه­ی تعلق تمامی گروه­های موجود در آن به واحدی متعلق به یک تبار قومی(Ethnos)  هستند. در واحد سیاسی اقلیم کوردستان، در ابتدا، اندیشه­ی ساخت جامعه­ای تک­زبانی زیربنای تفکر بود و از این نظر، هر اقدامی در راستای آن، قابل توجیه و در خلاف جهت آن، خطایی نابخشودنی است. یعنی از نظر تاریخی و ساختاری درصدد ایجاد زمینه برای پیگیری ایده وحدت و حفظ تمامیت سرزمینی کشوری را در نظر دارند. در این زمینه، نظرات متفاوت و گاه متناقضی در میان اهل نظر وجود دارد. درماندگی آموخته شده، نگاهی به نورم­های روشنفکری کوردی و نگرش نخبگان هورامی در خصوص مسأله­ ی ملیت در کوردستان بصورت عام و مدخل زبان هورامی در آن بصورت اخص می­باشد.

راهبردهای وحدت

تا چندی پیش محورهای وحدت و یگانگی ملی در جامعه ­ی کوردستان؛ باستان گرایی، دلبستگی به وطن، زبان واحد و تاریخ و جغرافیایی مشترک بود. در این میان، مهندسی زبان در قالب ملی و با شعار کلیشه­ای یک زبان- یک ملت به صورت جریانی رایج همه­ ی آحاد جامعه را هدف قرار داده بود. چیزی که به عنوان مهندسی زبان در جریان بود، عمدتاً فرایندی صرفاً سیاسی بود تا اجتماعی یا حتی زبان شناختی صرف و بیشتر از طرف سیاستمداران و ایدئولوگ­های وابسته به آن­ها ترویج و تبلیغ می­شد. خیلی­ها معتقدند که برای یک کشور یا سرزمین یا واحد سیاسی، تنوع زبانی به خودی خود نه تنها تهدید تلقی نمی‏شود بلکه گاه بعنوان فرصتی فرهنگی نیز نگریسته می­شود. اما در صورت نبود برنامه­ای منسجم و منطبق بر واقعیت تفاوت­ها، این تنوعات می‏تواند منجر به شکل‏گیری گرایش‏ها، حرکت‏های قومی تنش‌زا و حتی بحران‌زا شود. در نتیجه، این چگونگی رویارویی دولت‏های ملی با مساله ­ی زبانی است که موجد شکاف و تنش می­باشد و نه ذات تنوع زبانی. به همین دلیل، خیلی­ها بر این باورند که برای ایجاد انسجام و یکپارچگی میان تمام اقشار مردم، بایستی قبل از تبلیغ هر گونه ناسیونالیسم ملی، بنیان­های فرهنگی تمامی مردم را تقویت کرد و نه صف­آرایی­های ایدئولوژیک را. بایستی اذعان کرد که تمایلات زبان­خواهی در میان هورام­ها به علت توزیع نابرابر فرصت­های فرهنگی در کوردستان وجود دارد و بایستی در عرصه عمومی جدی گرفته شود. نیز با آگاهی از علل و کوشش برای رفع آن، زمینه را برای هم‏زیستی بهتر با دیگر گروه­های زبانی کوردی فراهم کرد.

در این میان، اقدامات نسنجیده­ی عامدانه یا غیر عمد مبتنی بر تنزل زبان هورامی به درجه­ی زبان­های حاشیه­ای و مطرود طیف روشنفکر، در واقع دورانداختن کلیت بدنه­ی جامعه ­ی هورامان بوده است و لاغیر. به این جهت هویت فرهنگی نواندیش در جستجوی بازآفرینی اصالت خویش با تکیه­گاهی زبانی پرداخت. این جا بود که کوشش برای بازیابی تاریخ پر افتخار فرهنگی و زبانی مبتنی بر اندیشه­هایی نوین و مترقی برای خلق فضای اعتماد به خود و غلبه بر احساس حقارتی دروغین از طرف برخی از روشنفکران هورامی به میان آمد و به سبب اصالتِ نوع نگاهِ آن به سرعت در میان توده­های مردم رواج یافت. هر چند بر خلاف ناسیونالیسم ایدیولوژیک، پاتریوتیسم عاشقانه منبعث از زبان و سرزمینِ مشترک از سده­های پیشین در هورامانات رواج داشته و هورام­ها احساسی زاتی به سرزمین خویش داشته و در وصف آن نغمه­ ها سروده­اند. از این نظر احساس تعلق به آن، به عنوان رابط بین عناصر تشکیل دهنده­ی جامعه محسوب می­گردد. اکنون دیگر خیلی از روشنفکران و نواندیشان هورامی با همه تنوعات فکری­شان، جملگی بر این باورند که دیگر آمال و آرزوهای دموکراتیک آن­ها در سایه­ی مدل کلاسیک و منقضی دولت ملت ارائه شده توسط طیف وسیعی از سیاسیون دولتی کوردی و روشنفکران حامی آن­ها، شوقی بر نمی­انگیزد و به اقتضای اوضاع کنونی باید به سمتی حرکت کرد که بتواند زمینه ­ها و مقدمات لازم را برای رشد و گسترش اندیشه­ ای ناب مبتنی بر یک نوع احترام زبانی در عمل را فراهم آورد.

ناحیه­ی جغرافیایی و فرهنگی هورامان

هورام­ها قبل از هر چیز روح خود را در نمادهای عینی، آوازها، اسطوره‏ها و افسانه‏ هایشان نشان می‏دهند و این روش، خاستگاه آفرینندگی آن­ها به‏ شمار می‏رود. هر چند این عوامل عینی در تداوم و استمرار هورام­ها از دیرباز تا کنون نقش داشته است، اما بنظر می­رسد که امروزه، عناصر ذهنی مانند خاطرات مشترک، ارزش­های زبانی، احساسات و نمادها اهمیت بیشتری دارند. امروزه در زمینه شکل­گیری هویت­های ملی، رویکرد جدید و نگاه­های متفاوتی وجود دارد. زبان هورامی و وطن­خواهی هورام­ها، از بنیادهای قومی هورامی بوده که بصورت ویژه طرفدار آن هستند و همین امر نقش مهمی در ایجاد منش واحساسات میهنی دارند.

هر چند جغرافیا و گستره­ی سرزمینی، از ارکان ملت می­باشد، اما برخی­ها ملت را بزرگ­ترین گروهی می­دانند که دارای نیای مشترک می­باشد. نخبگان و تئوریسین‌های کلاسیک ناسیونالیسم کوردی در برابر ایده­های نوین فرزندان هورامان­شهر که ناشی از خواسته­هایی برحق و منبعث از منطقی فرهنگی و سیاسی بودند، راهی جز به حاشیه راندن بحث و طرح مباحثی ایدئولوژیک نداشته و ندارند. هر چند در مقابل آن­ها، کسانی آزاداندیش و برابری­خواه نیز بودند و هستند که نیک واقف­اند؛ گفتمان ناسیونالیستی تنها زمانی می­تواند موثر باشد که بر پایه زندگی روزمره بازتولید شود. چنین خوانشی از روابط بین مردم از یک طرف و دولت به مثابه­ی کلیتی حاکم، بایستی خردمدار بوده و با ایده­ای کثرت­گرا و تحقق یافته در عرصه­ی عمل، تجلی اهداف طبقات و اقلیت فرودست جهت دستیابی به آرمان پیشرفت اجتماعی باشد. نه مدل کلاسیک کنونی که بیشتر احساسی بوده و مبتنی بر نوعی اقتدار عشیره­ای می­باشد.

احیای زبان هورامی از تسلط نابرابر دیگر گروه­های زبانی کوردی باعث بیداری زبانی و به نوعی هویتی هورام­ها گردید و به برتری ناشگون زبانی گروه­های دیگر خاتمه داد. بر خلاف تصورِ وصله ­ی ناجور نخبگانِ درمانده­ی هورامی، تحولات بوجود آمده در دو دهه­ی گذشته در خصوص روشنگری وضعیت موجود زبان هورامی، موجب شد تا نوعی اجماع عمومی برای شکل­گیری خواستی منطقی و مقتدر در راستای ماندگاری و ارتقای زبان هورامی، میان همه اقشار و طبقات اجتماعی هورامان شکل گیرد.

درماندگیِ روشنفکران و روشنفکرانِ درمانده

به باور این قلم، در الگوی سیاسی حکومت اقلیم کوردستان، ناسیونالیسم نمی­بایست حول محور زبان واحد تعریف می­شد، بلکه می­بایست بر اساس احترام به تمام گروه­های زبانی و زیر نام هم سرنوشتی در واحدی سرزمینی می­بود و نه واحدی ایدئولوژیک. این در حالی است که ناسیونالیسم کوردی مذکور، بیشتر به سمت نوعی تفکر گروهی/ شخصی شده در نوسان بوده و هست. از مصادیق آن همین بس که به جای تأکید بر تمایلات لیبرالی و قانون گرایانه در فرم سرزمین کردستان، بر نوعی وفاداری فردی سنتی، معطوف به طیفی خاص بنا شده است. در چنین دیدگاهی، هویت تعریف شده تنها زمانی قابل قبول و مورد پذیرش می­باشد، که اطاعت بی چون و چرای طبقه­ی حاکم را در پی داشته باشد. مورد اخیر بویژه توسط روشنفکرانی درمانده و مضمحل با وفاداری و سرسپردگی خاصی مورد استناد و کاربرد قرار می­گیرد. که صد البته، نتیجه­ای جز تداوم تضمین سلطه و هژمونی عشیره­ای نیست.

طیف دگم­اندیشِ بی­عیارِ مذکور که خویش را در برابر توده­های عوام جامعه با ماسکِ روشنفکری نقاب زده­اند، در تعریف و بازتعریف چنین شاخصه­های رو به زوالی، گوی سبقت از هم می­ربایند و با عناوینی پرطمطراق و در عین حال، توخالی، دلایل بن­بست پروژه­ی دولت-ملت ذهنی خویش را دست­هایی بیگانه و دشمن­تراشی­هایی واهی قلمداد کرده و هیچگاه به ضعف ساختاری و محتوایی تئوری­های خویش اذعان نمی­کنند. به همین سبب با خشونت تمام به سرکوب مخالفین و منتقدین می­پردازند. خشونتی کلامی و فکری که برآمده از بن­بست تبلیغات و ترسیم افق­هایی خیالی و واهی بدون در نظر گرفتن واقعیات جامعه می­باشد. امر محتومی که در نهایت به تراژدی خودزنی یا دیگرزنی طیف منتقد و نه مخالف می­انجامد. یکی از بارزترین چشم­اندازهای نادرست ترسیم شده توسط سیاسیون و طیف روشنفکری! وابسته به چنان بدنه­ای، سازماندهی نظام آموزشی تک زبانه و آموزش رسمی گسترش چنان نظامی در کل کوردستان بدون در نظر گرفتن اقلِ خواسته ­های زبانی دیگر گروه­های زبانی کوردی به استثنای کورمانجی می­باشد. اعمال سانسور شدید کتابت به دیگر زبان­ها و از آن جمله هورامی و کلهری در فضایی غیررسمی اما به مراتب سنگین و مسموم، ممنوعیت صدور مجوز جهت تأسیس ایستگاه­ه ای ماهواره­ای شبکه ­های محلی (نامه­ی کریم سنجاری وزیر وقت کشور در خصوص تلویزیون ژیوای) و نبود مجلات و روزنامه ­های دیگر زبان­ها و حتی روزنامه­ های منتقد و آگاه، ممانعت از تدریس زبان­های مذکور در مدارس و در نهایت خلق فضایی برای اضمحلال خرد نقادانه توسط روشنفکران! طیف حکومت و در نتیجه اقتدارگرایی فزاینده حکومت به همراه برخی از تجربیات تاریخی دیگر، چنین سیستمی را به باور خیلی از منتقدین امر، دست کم مستعد نوعی فاشیسم می­کند، هر چند که شاید لزوماً چنین نیز نباشد. هر چند، مجموعه اتفاقاتی که در طول نزدیک به سه دهه ­ی گذشته در اقلیم کوردستان روی داده است، در هر صورت منجر به انزواگزینی تفکر ناسیونالیستی کلاسیک نشده است، اما در مقابل هم، جنبش­های هویت­طلبانه­ا­ی نیز بیشتر بر مدار تحولات و خواسته­ های فرهنگی سر برآورده و هر چه بیشتر بدنبال احراز و ایجاد استقلال فرهنگی خویش از طریق الگوهای مدرن کشورهای اروپایی با بکارگیری از اسطوره ­ها و نمادهای بومی خویش می­باشد. از طرفی دیگر، هر چند استفاده از ابزار و تکنولوژی­های ارتباطی جدید و استفاده از امکانات آموزشی پیشرفته، فرصت­های زیادی برای دولت­ها در زمینه همگون­سازی هویتی و از بین بردن شکاف­های فرهنگی و زبانی فراهم کرده است، اما در هر صورت چنین منشی بر خلاف تصور اذهان، همزمان خطر شعله کشیدن هویت­هایی برخواسته از بنیادهای اصیل فرهنگ قدیمی را نیز بویژه در میان گروه­های اقلیت در پی خواهد داشت. چنین امری یعنی، تهدید ساختارهای دروغین ملی از پایین و به واسطه گروه­های کوچک فرهنگی.

نتیجه­گیری

طیف دگم­اندیش نخبگان هورامی به جای تبیلغ کورِ یکسان­سازی ملی، بایستی بدنبال بدیل چنین ساختی و آن هم مبتنی بر ناسیونالیسمی مدنی با نگرش شهروندانی آزاد باشد. شهروندای برابر و بهره­گیر از کلیه ­ی حقوق فرهنگی خویش در بستری برابر با کلیه­ی آحاد آن اجتماع. شهروندانی که خواست­های زبانی و فرهنگی خویش را خویش تعریف کرده و هژمونی­هایی ناخواسته، هویت­تراشی دروغینی را برای آن­ها برنامه­ ریزی نکرده باشند. سیاست طرد و انکاری نرم را به کنار نهاده و در صدد ایجاد هویتی ملی با بهره­ گیری از سنتِ فرهنگی آن­ها هم باشد. چنین نگاهِ متکثر فرهنگی است که یکپارچگی و تعهد جمعی شهروندان را به سرزمینِ موعود و زیرمجموع ه­های آن در پی دارد. و تجویز هر نسخه­ای غیر از آن، رویکرد تاریخی و فرهنگی توده­های مردم و روشنفکران بر آمده از بطن جامعه را دچار تشتت کرده و خواسته یا ناخواسته مجبور به بازنگری در اندیشه­ های ملی خود قرار می­دهد.

وەروئانەی بڕێ کەلیمیٛ لکێنیٛ یوٙیرە بونەو جیاوازی فۆنتی فارسیوە چەنی فۆنتو سایتەکەی، بە فایلو PDF میەیمیٛشرە تا زیاتەر کەلکش چەن بگیٛردیٛdarmandegy

 

 

[1] . نویسنده و پژوهشگر زبان، فرهنگ و ادبیات هورامی

 hewraman
  • جە«ناهید» تا «ماریا» هەورامی

    جە«ناهید» تا «ماریا» هەورامی ئەر تەمەت بڕوو سەدٚ لەعنەت وەنەم کۆشتەی زیاتەر چێش کەرا پەنەم…
  • تەرسە ماڕ

    تەرسە ماڕ: بابەتێوە شەوقی شەیدای، باسو نەتەرسای و شەرم نەکەردەی کەروٙ، وەختیٛو گەرەکت بوٙ …
  • با بەیمێ ویٛمارە

    پەیلوای شەوقی شەیدای چی واتاریٛنە کە ئاراستەو هەورامیەکاش کەردیٛنە، داواکەروٙ کە هەورامیەک…
Load More In پەیلوای

داواچیٛو بنویسە

پۆستی ئەلکترۆنیکەت بڵاو ناکرێتەوە . خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *

بابەتو دماتەری

مە؛ موٙرفیمو سەرەمڕەی

                مە؛ موٙرفیمو سەرەمڕەی موٙرفیمو”مە”ی سەرەمڕەی، یوٙن جە سیما دیا…